شمارهٔ ۱۵۳

غزلیات

هر دل که از کدورت طبع و هوا برست
بیند عیان جمال رخت هر کجا که هست

مطلوب جان جمله بهر حال جز تو نیست
گر شیخ زاهدست و گر رند می پرست

مست ترا بطعنه خلقان چه التفات
رندانه چون بسنگ ملامت سبوشکست

یابد، لباس هستی مطلق ز وصل یار
در نیستی ز غیر خودی هرکه بازرست

از ذوق عاشقان بحقیقت خبر نیافت
هشیار تا ز باده عشقش نگشت مست

هرکو بعاشقی ز سر صدق پا نهاد
هرگز نداد دامن معشوق را ز دست

زاهد بعشق عیب اسیری چه میکند
این بود چون نصیب وی از قسمت الست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}