شمارهٔ ۴۷

غزلیات

زلف تو کان همه سرها دارد
گوییا هیچ سرما دارد

گرد روی تو چرا حلقه کند
گر نه با ما سر سودا دارد؟

سرکشی چون نکند هندویی
کان همه نعمت و کالا دارد؟

من نگویم که چه دارد زلفت
هر چه دارد همه زیبا دارد

خرمنی مشک فراهم کردست
دامنی عنبر سارا دارد

از لب و عارض و خطّ و دهنت
شکر و عنبر و دیبا دارد

بالش نقره و درج یاقوت
رشتۀ لؤلؤ لالا دارد

بسر تو که ندارد سلطان
آنچه زلف تو بتنها دارد

قد من گشت دو تاتا گویند
کان دو تا زلف تو همتا دارد

نافة مشک اگرش خود بودست
جگر سوخته از ما دارد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}