شمارهٔ ۵۰

غزلیات

دلبرم رسم خود چنین دارد
که دل دوستان غمین دارد

از پی یک حدیث دامن‌گیر
صد جواب اندر آستین دارد

حلقة زلف او ز بلعجبی
چرخ پیروزه در نگین دارد

زلف پرچین زنگی‌آسایش
حکم بر زنگبار و چین دارد

نز تواضع، ز سرکشی باشد
سر که پیش تو بر زمین دارد

نشود خود به کوی او نزدیک
هر که او عقل دوربین دارد

گرد کوی وی آنکسی گردد
که ملالش ز عقل و دین دارد

نخورد هیچ غم به هستی خویش
هر که دلدار نازنین دارد

تن مومین نپرورد چون شمع
هر که او جان آتشین دارد

برهاند ترا ز هستی خویش
عشق خود خاصیت همین دارد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}