شمارهٔ ۵۲

غزلیات

هر که چون روی تو رویی دارد
سر به سر راحت دنیی دارد

هر که دارد دهن و زلف و خطت
کوثر و سدره و طوبی دارد

از جهان دوست ترا دارد دل
آری چون دارد باری دارد

زنده کن مرده دلم را به دمی
که دهانت دم عیسی دارد

دم زلف تو گرفتست دلم
ابلها کو دم افعی دارد

چشم تو خون دلم کرد حلال
و آنک از خطّ تو فتوی دارد

هر دم آویزد در من غم تو
خود نگوید که چه دعوی دارد

بهر بوسی که ز تو خواسته‌ام
بر منت خشم چرا می‌دارد؟

ندهی خود ندهی حکم تراست
خشم و دشنام چه معنی دارد؟

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} گفتار · {{ coupletTotal }} بیت

گفتارها

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}