شمارهٔ ۷۵ - وله ایضا

قطعات

صدرا روا مدار ز انعام خود مرا
مرحوم مانده دایم و آنرا بهانه هیچ

هر روز بامداد نهم رخ به درگهت
یک دل پر از امید وپس آنگه شبانه هیچ

چندین هزار تیر معانی ز شست طبع
کردم گشاد و نامداز آن بر نشانه هیچ

پنجاه سال خدمت این خانه کرده ام
و امروز نیست همره من جز فسانه هیچ

گر مستحقّ هیچ نیم من و آفتاب چرخ
پس نیست مستحّق عطا در زمانه هیچ

از طالعست این که من و آفتاب چرخ
مشهور عالمیم و براین آستانه هیچ

زانم همی دهی که ترا در خزانه نیست
یعنی کریم را نبود در خزانه هیچ

لایق بود ز نعمت تو هر که درجهان
اندر میان نعمت و من بر کرانه هیچ

بر منهج امید من از وعده های تو
دامیست بس شگرف و در آن دام دانه هیچ

در رستۀ قبول تو بازار من قویست
لیکن چه حاصلست چو نارم به خانه هیچ؟

شد چون دهان دلبر من وعده های تو
سرچشمۀ حیات و خود اندر میانه هیچ

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}