شمارهٔ ۹۴ - ایضاً له

قطعات

دل که با یادش آشنا گردد
گر بیهوده ها چرا گردد؟

مرد این راه آنکس است که او
همه پیرامن بلا گردد

غرقه در آب چشم خود شب و روز
همچنان چرخ آسیا گردد

همچو خورشید آسمانی باش
ذرّه باشد که در هوا گردد

کار خود با وکیل لطف گذار
تا همه حاجتت روا گردد

نخورد غم به لذّت فانی
هر که او عاشق بقا گردد

به قراضات ننگرد آن کس
که خداوند کیمیا گردد

هر که گردن به بندگی بنهد
بر همه کام پادشا گردد

پای خود استوار کن زان پیش
که ز دستت عنان رها گردد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}