شمارهٔ ۱۴۳ - وله ایضا

قطعات

رمضانست همین دهن دربند
در دوزخ به خویشتن در بند

بهر دفع زبانی دوزخ
این زبان دروغ زن در بند

روزکی چند با خدا پرداز
در دکّان اهر من در بند

جز به ذکر و دعا دهن مگشای
ورنه هرزه مدارتن در بند

نبود آدمی، ستور بود
که کند رایضش دهن در بند

روزه دار آن بود که شرع کند
حسّ و وهم و خیالش اندر بند

رسنی محکمست قرآنت
خویشتن رابدان رسن در بند

بوی مشکت گر آرزوست نخست
به هوا راه دم زدن در بند

چون رسد کاروان غیبت و فحش
در دروازۀ سخن در بند

پس بخار دهان بجای بخور
بگریبان پیرهن در بند

این بجا آر، ور چنین نبود
از نصیحت زبان من در بند

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} گفتار · {{ coupletTotal }} بیت

گفتارها

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}