شمارهٔ ۲۰۵ - ایضا له

قطعات

خسروا نکته یی ز من بشنو
تا تو باشی ز ملک برخوردار

مملکت راست چون ترازوییست
دایم از عدل خود معیّر دار

یک سرش آهنست و یکسر زر
هر دو بر جای خود مقرّر دار

لطف و عنف است زرّ و آهن را
هر دو با یکدیگر برابر دار

ز آهن آن سلاح لشکر کن
وز زرش برگ و ساز لشکر دار

تا نگردد ز ظلم زیر و زبر
آهنش در برابر زردار

دوستان را بزر توانگر کن
دشمنان را به تیغ سر بردار

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}