شمارهٔ ۲۰۷ - ایضا له

قطعات

سر فرازا چرا رها کردی
رسم و آیین سروران دگر؟

نه هر آنکس که چاکریّ تو یافت
رفت در خون چاکران دگر؟

بر فلک گرچه ماه و خورشیدند
نیز هستند اختران دگر

در سرای توصد گران بیشند
بر سرش گیر یک گران دگر

هنر و فضل و شعر یکسونه
هستم آخر چو آن خران دگر

بر من از روزگار جور بسیست
نهم این نیز هم بر آن دگر

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}