شمارهٔ ۱

غزلیات

تخم هوس مکارید در خاکدان دنیا
نتوان عمارتی ساخت بر روی موج دریا

عالم همه سرآب‌ست، بودی ندارد از خود
فانی شناسد او را، چشمی که هست بینا

تا دیده برگشائی یک مشت خاک بینی
گر خانه‌ای بسازی بر روی سنگ خارا

کو خسرو و سکندر؟ کو کیقباد و جمشید؟
کو خاتم سلیمان؟ کو تخت و تاجِ دارا؟

بگذر ز باغ و بستان بگذر ز طاق و ایوان
ای کاروان مفلس بشناس آن سرا را

تا همچو خر نمانی اندر جلاب دنیی
چون عیسیِ مجرد، آهنگ کن به بالا

غیر از وجوب واجب معدوم مطلق آمد
کونین اعتبار است هستی اوست پیدا

بر خویش عاشقی تو، نه بر خدای جاوید
وجهت چو یوسف آمد نفس تو شد زلیخا

کوهی ز خود فنا شو جویای کبریا شو
آن جا مبر تن وجان کآن باد هست پیدا

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}