شمارهٔ ۱۹

غزلیات

هست آن آفتاب ماه نقاب
مردم دیده ی اولوالالباب

دل و دلدار عین یک دگراند
جان چو کرد از وجود رفع حجاب

نظری کن به بین به دانه و بر
لب لب قشر قشر لب لباب

مدح و دم کو تفاوتت نکند
نیست فرقی میان آب و گلاب

آفتاب قدیم لا شرقی
کرد ذرات را بلطف خطاب

که منم در دل تو ای ذره
دل بدست آر و دلربا دریاب

چشم جان بر گشادم و دیدم
آفتاب منیر و در مهتاب

نقش غیر و خیال باطل رفت
نیست در بحر صاف موج و حباب

از لب لعل ساقی باقی
خورد کوهی مدام نقل و شراب

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} گفتار · {{ coupletTotal }} بیت

گفتارها

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}