مجد همگر
شمارهٔ ۲۴۲
رباعیات
دی بر سر ره چو دلستانم میرفت
هوش از تن و طاقت از روانم میرفت
او میشد و چشمم ز پی اش مینگریست
دیدم به دو چشم خود که جانم می رفت
مجد همگر
رباعیات
دی بر سر ره چو دلستانم میرفت
هوش از تن و طاقت از روانم میرفت
او میشد و چشمم ز پی اش مینگریست
دیدم به دو چشم خود که جانم می رفت
{{ metaLine }}
موردی نیست.
خالی است.
موردی یافت نشد.
فال حافظ
نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.
{{ line }}
{{ poem.plain_text }}
{{ poem.poet_nickname }}
کتاب: {{ poem.category_title }}
{{ line }}
{{ poem.plain_text }}
نظرات
هنوز نظری تأیید نشده.
{{ c.body }}