شمارهٔ ۳۹

غزلیات

غمزه‌ات ناوک‌فشانی می‌کند
با دلم خوش مهربانی می‌کند

قامتت را یک نظر هر کس که دید
تا قیامت کام‌رانی می‌کند

ساقیا برخیز و در ساغر بریز
آن چه لب را ارغوانی می‌کند

حیرتی دارم که با لعل لبت
خضر هم چون زندگانی می‌کند

تا نباشد التفاتش سرمدی
جز تو باقی را که فانی می‌کند

راه دور است و من بس ناتوان
بار عصیان هم گرانی می‌کند

پیر ما می‌گفت در میدان عشق
هر که سر بخشد جوانی می‌کند

بی‌سر و پا شو که آخر در رهت
پای سستی سرگرانی می‌کند

بی‌سخن در عالمش فهمید کی
بی‌زبانی درفشانی می‌کند

هر که چون مجذوب لب بندد ز خبث
عیب خود را پاسبانی می‌کند

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}