شمارهٔ ۱۸۷

غزلیات

خیز تا بر در می‌خانه گذاری بکنیم
با لب مغ‌بچه‌ای دفع خماری بکنیم

راه ظلمات لب و چشمه حیوان دور است
التماسی ز لب لعل نگاری بکنیم

ما همان به که در این دایره حیرانی
خویش را محو رخ لاله‌عذاری بکنیم

نیست در انجمن وعظ به جز غصه و آه
عیش آن است که با مهر نگاری بکنیم

در مقامی که به یاد لب او می‌شکند
زآن میان مصلحت آن به که کناری بکنیم

ما ندانیم پریشانی ما تا کی و چند
تا سر زلف تو خوب است قراری بکنیم

عمر نقدی‌ست که البته ز کف خواهد شد
خوش‌تر آن است که حرف غم یاری بکنیم

خواب را سر ده و برخیز که با دیده باز
شاه‌بازی برسانیم و شکاری بکنیم

عمر مجذوب نه این روز و شب و سال و مه است
عمر آن است که حرف غم یاری بکنیم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}