شمارهٔ ۴۵۹

غزلیات

تا جان ماست مونس خیل خیال تو
بودم همیشه مست شراب وصال تو

کردیم پاک آینه دل ز زنگ غیر
تا رو در آینه بنماید جمال تو

رخسار تو بحسن و جمالست بی نظیر
در هر دو کون نیست بخوبی مثال تو

هرگز کمال حسن ترا کس بیان نکرد
زیرا بشرح و وصف نیاید کمال تو

تا جان عاشقان بفریبد بغنج و ناز
هردم بعشوه دگر آید خیال تو

تو مهر نوربخشی و ذرات سایه اند
از نورتست روشن و تابان ظلال تو

مطلوب جان تست اسیری جمال یار
این وایه بود موجب جاه و جلال تو

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}