شمارهٔ ۴۱

غزلیات از رسالهٔ جلالیه

بود دی در چمن ای قبلهٔ حاجتمندان
دل ز هجر تو و وصل دگران در زندان

پر گره گشت درونم ز تحمل چون مار
بر جگر به سکه در آن حبس فشردم دندان

صد تن آنجا به نشاط و ز فراق تو مرا
غصه چندان که نخواهی و الم صد چندان

کام پر زهر و جگر پر نمک و دل پرخون
می‌نمودم به حریفان لب خود را خندان

در ببستند ز اندیشه پس خم زدنم
در عشرت به رخ اهل محبت بندان

حرف دلکوب حریفان به دلم کاری کرد
که مگر حدت حداد کند با سندان

بی‌حضور تو من و محتشم آنجا بودیم
بر طرب غصه گزینان به الم خورسندان

پس رفتم و این غزل به دستش دادم
و اندر ره معذرت به خاک افتادم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}