شمارهٔ ۱۸

غزلیات

گر بهم می‌زدم امشب مژهٔ پر نم را
آب می‌برد به یک چشم زدن عالم را

سوز دیرینه‌ام از وصل نشد کم چه کنم
که اثر نیست درین داغ کهن مرهم را

آن پری چهره مگر دست بدارد از جور
ورنه بر باد دهد خاک بنی‌آدم را

ای تو را شیردلی در خم هر موی به بند
قید هر صید مکن زلف خم اندر خم را

بنشین در حرم خاص دل ای دوست که من
دور دارم ز رخت دیدهٔ نامحرم را

باددر بزم غمم نشه‌ای از درد نصیب
که در آن نشئه ز شادی نشناسم غم را

خواهی اکسیر بقا محتشم از دست مده
ساغر دم به دم و ساقی عیسی دم را

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}