شمارهٔ ۱۳۴

غزلیات

چابکسواری آمد و لعبی نمود و رفت
نی نی عقابی آمد و صیدی ربود و رفت

آن آفتاب کشور خوبی چو ماه نو
ظرف مرا به آن می تند آزمود و رفت

نقش دگر بتان که نمی‌رفت از نظر
آن بت به نوک خنجر مژگان زدود ورفت

تیری که در کمان توقف کشیده داشت
وقت وداع بر دل ریشم گشود و رفت

حرفی که در حجاب ز گفت و شنود بود
آخر به رمز گفت و به ایما شنود و رفت

از بهر پای بوس وداعی که روی داد
رویم هزار مرتبه بر خاک سود و رفت

افروخت آخر از نگه گرم آتشی
در محتشم نهفته برآورد دود و رفت

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}