شمارهٔ ۲۸۰

غزلیات

قاصد رساند مژده که جانان ما رسید
ای درد وای بر تو که درمان ما رسید

خوش‌خوش وداع دیده کن ای اشک کز سفر
سیلاب بند دیدهٔ گریان ما رسید

زین پس به سوز ای تب غم کز دیار وصل
تسکین ده حرارت هجران ما رسید

ای گنج غم تو کنج دگر اختیار کن
کاباد ساز کلبهٔ ویران ما رسید

ای مژده بر تو مژده به بازار شوق بر
کان نورسیده میوهٔ بستان ما رسید

روی غریب ساختی ای داغ دل که زود
مرهم نه جراحت پنهان ما رسید

تابی عجب ز دست فلک خورد محتشم
دست فراق چون به گریبان ما رسید

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}