شمارهٔ ۵۱۸

غزلیات

ای مرا دلبر و دل آرا تو
دل من کس ندارد الا تو

روز و شب از خدا همی طلبم
که به روز آورم شبی با تو

هدف تیر بی‌محابا من
مرهم زخم بی‌مدارا تو

مردم مردمند جمله بتان
چشم من نور چشم آنها تو

از همه دلبران شکیبم اگر
بگذاری مرا شکیبا تو

دادم ای صبر گونهٔ دل را
به جگر گوشه‌ای برون آ تو

زاهدا کافرم اگر بی‌عشق
بهره داری ز دین و دنیا تو

چند گوئی که عاشقی گنه است
این گنه بنده می‌کنم یا تو

محتشم بینی ار غزال مرا
سر چو مجنون نهی به صحرا تو

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}