شمارهٔ ۱۰۳

قطعات

همان اوج دولت شاه یحیی
که پروازش گذشت از ذروهٔ ماه

به تنگ آمد دلش ناگه ازین بوم
ز هم پروازی اقران و اشباه

چو بود از زمرهٔ همت بلندان
ز شاخ سدره گردید آشیان خواه

چو بیرون از جهان می‌رفت می‌گفت
زبان هاتفان الخلد مثواه

چو او را جان برآمد برنیامد
ز جان خلق غیر از آه جانکاه

چو تاریخش طلب کردم خرد گفت
برون شد شاه یحیی از جهان آه

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}