شمارهٔ ۱۱۳ - وله ایضا

قطعات

آن شه حسن کز غلامی اوست
بندگی را شرف بر آزادی

گنج حسنش اگر مکان طلبد
در دو عالم نماند آبادی

خون ز شریان جبرئیل آرد
مژه‌اش در محل فصادی

مرغ روح از هوس قفس شکند
چون رود غمزه‌اش به صیادی

کرده معزول چشم قتالش
ملک الموت را ز جلادی

حاصل آن کامران که رخش ثناش
می توان تاختن به صد وادی

گرم تشریف بخشیش چون ساخت
طبع من از کمال و قادی

زان به تن جامهٔ خودم ننواخت
که مبادا بمیرم از شادی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}