مسعود سعد سلمان
شمارهٔ ۳۱ - چیستان
مقطعات
لعبتانی که زی تو می آیند
کهربا چشم و زمردین یابند
بر کف سیم جام زر دارند
مجلس خرم تو را شایند
یک گره بر بساط طلعت تو
چشم ها باز کرده می آیند
یک گره گفته اند تا رویت
بنبینند چشم نگشایند
مسعود سعد سلمان
مقطعات
لعبتانی که زی تو می آیند
کهربا چشم و زمردین یابند
بر کف سیم جام زر دارند
مجلس خرم تو را شایند
یک گره بر بساط طلعت تو
چشم ها باز کرده می آیند
یک گره گفته اند تا رویت
بنبینند چشم نگشایند
{{ metaLine }}
موردی نیست.
خالی است.
موردی یافت نشد.
فال حافظ
نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.
{{ line }}
{{ poem.plain_text }}
{{ poem.poet_nickname }}
کتاب: {{ poem.category_title }}
{{ line }}
{{ poem.plain_text }}
نظرات
هنوز نظری تأیید نشده.
{{ c.body }}