شمارهٔ ۱۲ - مدح حسین طبیب

مثنویات

مشفق عمرها حسین طبیب
در همه فعلها بدیع و غریب

آنکه در علم طب کند افسوس
بر حکیم بزرگ جالینوس

جد او اصل نیکنامی هاست
هزل او اصل شادکامی هاست

پس به رسمست و نیک شایسته
شاه را بنده ایست بایسته

تندرستی چو در دهان دارد
شه بر او اعتماد جان دارد

نکته گوید بسی چو بازد نرد
اینت زیبا و اینت خوشدل مرد

سه‌یکی هفت و هشت چون بخورد
دست زی عشرت و نشاط برد

اندر آید برنج و بقره بقو
راست گویی که هست جنس لقو

زود یک پای چست بردارد
راه آیم روم به پیش آرد

در همه حال آشکار و نهان
علم ابدان شناسد و ادیان

خوش ندیمی ست راست باید گفت
همه علمست آشکار و نهفت

عادت او دروغ و بهتان نیست
به گه هزل و جد گران جان نیست

گاه و بیگاه چون طبیب شهست
ظاهر و باطنش حبیب شهست

پای غوری که او تواند کوفت
خرس هرگز چو او نداند کوفت

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}