مسعود سعد سلمان
شمارهٔ ۲۲ - صفت یار لشکری گوید
شهرآشوب
رفتی به جنگ و جز تو که دید ای صنم صنم
کو با هزار مرد مبارزه فره بود
باز آمدی مظفر و پیروز و روز نو
آری چو تو صنم همه جا روز به بود
لابد مظفر آید آن کس که گاه جنگ
از غمزگان و زلفش تیر و زره بود
مسعود سعد سلمان
شهرآشوب
رفتی به جنگ و جز تو که دید ای صنم صنم
کو با هزار مرد مبارزه فره بود
باز آمدی مظفر و پیروز و روز نو
آری چو تو صنم همه جا روز به بود
لابد مظفر آید آن کس که گاه جنگ
از غمزگان و زلفش تیر و زره بود
{{ metaLine }}
موردی نیست.
خالی است.
موردی یافت نشد.
فال حافظ
نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.
{{ line }}
{{ poem.plain_text }}
{{ poem.poet_nickname }}
کتاب: {{ poem.category_title }}
{{ line }}
{{ poem.plain_text }}
نظرات
هنوز نظری تأیید نشده.
{{ c.body }}