شمارهٔ ۱۹

غزلیات

نیست کس به عهد ما یار یار خویش را
دوست خصم جان بود دوستدار خویش را

آن سیاه کوکبم کز غم تو کرده‌ام
تیره همچو روز خود روزگار خویش را

او به رخش ناز و من خاک رهگذر چسان
دست بر عنان زنم شهسوار خویش را

مهر من طلوع کند در هوای خود ببین
اضطراب ذره بی‌قرار خویش را

باز پیچ و خم مکن همچو شعله‌ام
یا برون کن از دلم خارخار خویش را

شد دل چون گدا خون ز رشک تا به کی
یار شهر بنگرم شهریار خویش را

مردم از ندیدنش ای خوش آن زمان که من
دیده بر رخ افکنم گلعذار خویش را

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}