شمارهٔ ۵۲

غزلیات

رفتی تو ز بزم و نه همین نشئه ز می رفت
تأثیر ز آواز دف و ناله نی رفت

من بیخود شوقم بره وعده چه دانم
قاصد ز سر کوی تو کی آمد و کی رفت

چون غنچه دلم وانشود بی تو گرفتم
صد فصل بهار آمد و صد موسم دی رفت

خونی تو که در بزم بدل کردیم از ناز
رفتی و ز چشمم همه چون شیشه می رفت

یار آمد و صد شکوه بدل داشتم از وی
رفتم چو کنم سر گله‌ای وای که وی رفت

رفت از برم آن سروسهی وز دل و جانم
صد آه ز دنبالش و صد ناله ز پی رفت

فریاد که بختش نرسانید به لیلی
مجنون اگر از بادیه صد بار بحی رفت

نالان نشوی تا ز فراقی تو چه دانی
کز درد جدائی نیستان چه به نی رفت

کردیم ز خاک در و نقش قدمت یاد
هرجا سخن از تخت جم و افسر کی رفت

مشتاق که آمد بر او شکوه کان دوش
چون گرد ره دور و دراز گله طی رفت

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}