شمارهٔ ۸۷

غزلیات

بگذر از دیر و حرم جانانه جای دیگر است
خانه دل جای او وین خانه جای دیگر است

شد دلم از دوری دلبر خراب اما چه سود
گنج جای دیگر و ویرانه جای دیگر است

چون می از مینای چرخ آید به جام عشرتم
شیشه جای دیگر و پیمانه جای دیگر است

گرنه ما را در طلب سرگشتگی باید چرا
کعبه جای دیگر و بتخانه جای دیگر است

یار بزم افروز غیر و در طلب سرگشته من
شمع جای دیگر و پروانه جای دیگر است

مانده در چشمم سرشگ رفته دل در کوی او
طفل جای دیگر و دیوانه جای دیگر است

غم درون سینه و واز تنگی جا دل برون
میهمان در خانه صاحبخانه جای دیگر است

بیخود عشقم مگو مشتاق با من حرف وصل
رو که جای گفتن افسانه جای دیگر است

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}