شمارهٔ ۸۸

غزلیات

کجا ز قهر تو غیر از توام پناهی هست
همان به تست مرا گر گریزگاهی هست

تو ابر رحمت و فیض تو عام آه که نیست
بغیر من ز تو گر تشنه لب گیاهی هست

نظر به جانب من نیست هرگزت ورنه
گهی نباشد اگر سوی غیرگاهی هست

گذشت عمر و چو شمع سحر ز داغ غمت
همان بدیده‌ام اشگی و دردل آهی هست

عنان سبک مکن ایشهسوار عرصه حسن
که در ره تو بهر گام دادخواهی هست

سزد بزاری زارم اگر کشی در عشق
مگر ز جرم محبت بتر گناهی هست

ز روز و شب نیم آگه که عشقم افکنده
بعالمی که نه مهری در آن نه ماهی هست

بکعبه هم نرود ز آستانه‌ات مشتاق
کجا بجز درت او را امیدگاهی هست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}