شمارهٔ ۳۱۱

غزلیات

هست چشمم ز غمت قلزم طوفان‌زایی
که بود در دل هر قطره او دریایی

چشم ما و دل پرخون که به میخانه عشق
ساغری را نرسد قطره‌ای از مینایی

دل من پر ز هوایت سرم از سودایت
هر دلی را هوسی هر سری و سودایی

منم آن دانه درین مزرعه کز طالع خشک
قسمت من نبود قطره‌ای از دریایی

از سر کوی تو داند ز چه نتوانم رفت
هرکه دستی بودش بر دل و در گل پایی

منم آن فاخته کز ناله زارم پیداست
که جدا مانده‌ام از سرو سهی بالایی

آه از شهر پرآشوب محبت مشتاق
که درین شهر به هر کوچه بود غوغایی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}