ملکالشعرا بهار
شمارهٔ ۲۳ - در زندان
قطعات
کردم عبور دی ز در شعبهٔ چهار
دیدم که کامران بسردم نشسته است
در پشت میز با علم و طبل و عر و تیز
بهر فنای تودهٔ مردم نشسته است
ملکالشعرا بهار
قطعات
کردم عبور دی ز در شعبهٔ چهار
دیدم که کامران بسردم نشسته است
در پشت میز با علم و طبل و عر و تیز
بهر فنای تودهٔ مردم نشسته است
{{ metaLine }}
موردی نیست.
خالی است.
موردی یافت نشد.
فال حافظ
نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.
{{ line }}
{{ poem.plain_text }}
{{ poem.poet_nickname }}
کتاب: {{ poem.category_title }}
{{ line }}
{{ poem.plain_text }}
نظرات
هنوز نظری تأیید نشده.
{{ c.body }}