شمارهٔ ۷۷ - کل و کلاه

مثنویات

کلی را سر از زخم ناسور بود
ز خارش توانش ز تن دور بود

کنار یکی نهر، خارید سر
کلاهش فتاد اندر آن نهر در

بجنبید و بشتافت بر طرف آب
ولی آب را زو فزون‌ بُد شتاب

کله گه بغلتید و گه شد به اوج
به فرجام گم گشت در زیر موج

چو نومید شد کل ز صید کلاه
برون قاه قاه و درون آه آه

به ‌یاران چنین گفت‌: کاین رشکلاخ
برای سرم بود لختی فراخ

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}