ملکالشعرا بهار
فقرۀ ۸۹
ارمغان بهار
بهخواسته و چیزگیتی گستاخمباش،چهخواسته و چیز (مال و منال) گیتی ایدون همانا چونمرغیاست کهازین درخت بر آن درخت نشسته و به هیچ درخت نپاید.
به گنج و به کالای گیتی مناز
که کالای گیتی نپاید دراز
چو مرغیاست گنج زر و خواسته
جهان چون یکی باغ آراسته
ز شاخی به شاخی برآید همی
به یک شاخ هرگز نپاید همی
نظرات
هنوز نظری تأیید نشده.
{{ c.body }}