شمارهٔ ۵۷

قصاید و قطعات

نبیذ پیش من آمد به شاطی برکه
به خنده گفتم: طوبی لمن یری عکه

خوشم نبیذ و خوشا روی آنکه داد نبیذ
خوشم جوانی و این بوستان و این برکه

من و نبیذ و به خانه درون سماع و رباب
حسود بر در و بسیار گوی در سکه

مرا تو گویی می‌خوردنست اصل فساد
به جان تو که همی‌آیدم ز تو ضحکه

اگر فساد کند هر که او نبیذ خورد
بسا فساد که در یثربست و در مکه

ور این فساد ز من دست باز دار و برو
که نیست با تو مرا نی نکاح و نی شرکه

چرا نبیذ حرامست و هست سرکه حلال
نه هم نبیذ بود ابتدا از آن سرکه؟

نبیذ تلخ چه انگوری و چه میویزی
سپید سیم چه با سکه و چه بی‌سکه

کجا نبیذست آنجا بود جوانمردی
کجا نبیذست آنجایگه بود برکه

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}