غزل شمارهٔ ۳۴۹

غزلیات

مبر رنج ای برادر خواجه سخت است
به وقت داد و بخشش شوربخت است

اگر چه باغ را نیمی گرفته است
ولیکن سخت بی‌میوه درخت است

گشاده ابروست و بسته کیسه
مشو غره که او را سیم و رخت است

دو دستش را به تخته دوختستند
چه سود ار خواجه بر بالای تخت است

وجودش گر چه یک پاره‌ست چون کوه
سخا اش مرده است و لخت لخت است

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}