غزل شمارهٔ ۴۹۰

غزلیات

مرا چو زندگی از یاد روی چون مه توست
همیشه سجده گهم آستان خرگه توست

به هر شبی کشدم تا به روز زنده کند
نوای آن سگ کو پاسبان درگه توست

ز پیش آب و گل من بدید روح تو را
خرد بگفت که سجده کنش که او شه توست

سجود کرد و در آن سجده ماند تا به ابد
نهاده روی بر آن خاک خوش که او ره توست

چه باشدت اگر این شوره خاک را که منم
به نعل بازنوازی که آن گذرگه توست

ایا دو دیده تبریز شمس دین به حق
تو کهربای دلی دل به عاشقی که توست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}