غزل شمارهٔ ۶۱۱

غزلیات

ای خفته شب تیره هنگام دعا آمد
وی نفس جفاپیشه هنگام وفا آمد

بنگر به سوی روزن بگشای در توبه
پرداخته کن خانه هین نوبت ما آمد

از جرم و جفاجویی چون دست نمی‌شویی
بر روی بزن آبی میقات صلا آمد

زین قبله به یاد آری چون رو به لحد آری
سودت نکند حسرت آنگه که قضا آمد

زین قبله بجو نوری تا شمع لحد باشد
آن نور شود گلشن چون نور خدا آمد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}