غزل شمارهٔ ۱۱۱۸

غزلیات

میر شکار من که مرا کرده‌ای شکار
بی‌تو نه عیش دارم و نه خواب و نه قرار

دلدار من توی سر بازار من توی
این جمله جور بر من مسکین روا مدار

ای آنک یار نیست تو را در جهان عشق
من در جهان فکنده که ای یار یار یار

درده از آن شراب که اول بداده‌ای
زان چشم‌های مست تو بشکن مرا خمار

از آسمان فرست شرابی کز آن شراب
اندر زمین نماند یک عقل هوشیار

روزی هزار کار برآری به یک نظر
آخر یکی نظر کن و این کار را برآر

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}