غزل شمارهٔ ۱۲۶۰

غزلیات

اندرآمد شاه شیرینان ترش
جان شیرینم فدای آن ترش

چشم کژبین را بگفتم کژ مبین
کس کند باور گل خندان ترش

در هر آن زندان که درتابد رخش
کس نماند در همه زندان ترش

گرد باغش گشتم و والله نبود
میوه‌ای اندر همه بستان ترش

در حرم خندان بود سلطان ولیک
می‌نماید خویش در دیوان ترش

گر تو مرد مؤمنی باور مکن
انگبین و شکر و ایمان ترش

منکر ار باشد ترش نبود عجب
نسبتی دارد به بادنجان ترش

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}