غزل شمارهٔ ۱۵۱۷

غزلیات

مرا گویی که‌رایی؟ من چه دانم
چنین مجنون چرایی؟ من چه دانم

مرا گویی بدین زاری که هستی
به عشقم چون برآیی؟ من چه دانم

منم در موج دریاهای عشقت
مرا گویی کجایی؟ من چه دانم

مرا گویی به قربان‌گاهِ جان‌ها
نمی‌ترسی که آیی؟ من چه دانم

مرا گویی اگر کشتهٔ خدایی
چه داری از خدایی؟ من چه دانم

مرا گویی چه می‌جویی دگر تو
ورای روشنایی؟ من چه دانم

مرا گویی تو را با این قفس چیست
اگر مرغ هوایی؟ من چه دانم

مرا راه صوابی بود گم شد
ار آن تُرکِ خَتایی من چه دانم

بلا را از خوشی نشناسم ایرا
به غایت خوش بلایی من چه دانم

شبی بربود ناگه شمس تبریز
ز من یکتا دو تایی من چه دانم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}