غزل شمارهٔ ۱۶۶۴

غزلیات

می شناسد پرده جان آن صنم
چون نداند پرده را صاحب حرم

چون ز پرده قصد عقل ما کند
تو فسون بر ما مخوان و برمدم

کس ندارد طاقت ما آن نفس
عاقل از ما می رمد دیوانه هم

آن چنان کردیم ما مجنون که دوش
ماه می انداخت از غیرت علم

پرده‌هایی می نوازد پرده در
تارهایی می زند بی‌زیر و بم

عقل و جان آن جا کند رقص الجمل
کو بدرد پرده شادی و غم

این نفس آن پرده را از سر گرفت
ما به سر رقصان چو بر کاغذ قلم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}