غزل شمارهٔ ۱۶۶۸

غزلیات

من به سوی باغ و گلشن می روم
تو نمی‌آیی میا من می روم

روز تاریک است بی‌رویش مرا
من برای شمع روشن می روم

جان مرا هشته‌ست و پیشین می رود
جان همی‌گوید که بی‌تن می روم

بوی سیب آمد مرا از باغ جان
مست گشتم سیب خوردن می روم

عیش باقی شد مرا آن جا که من
از برای عیش کردن می روم

من به هر بادی نگردم زانک من
در رهش چون کوه آهن می روم

من گریبان را دریدم از فراق
در پی او همچو دامن می روم

آتشم گرچه به صورت روغنم
و اندر آتش همچو روغن می روم

همچو کوهی می نمایم لیک من
ذره ذره سوی روزن می روم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}