غزل شمارهٔ ۱۶۷۵

غزلیات

دوش عشق شمس دین می باختیم
سوی رفعت روح می افراختیم

در فراق روی آن معشوق جان
ماحضر با عشق او می ساختیم

در نثار عشق جان افزای او
قالب از جان هر زمان پرداختیم

عشق او صد جان دیگر می بداد
ما در این داد و ستد پرداختیم

همچو چنگ از حال خود خالی شدیم
پرده عشاق را بنواختیم

اندر آن پرده بده یک پردگی
کز شعاعش پرده‌ها بشناختیم

هر زمان خود را به سوی پرده‌ای
حیله حیله پیشتر انداختیم

برج برج و پرده پرده بعد از آن
همچو ماه چارده می تاختیم

رو نمود از سوی تبریز آفتاب
تا دل از رخت طبیعت آختیم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}