غزل شمارهٔ ۱۷۲۵

غزلیات

نگفتمت مرو آنجا که آشنات منم؟
در این سراب فنا چشمهٔ حیات منم؟

وگر به خشم روی صدهزار سال ز من
به‌ عاقبت به من آیی که منتهات منم

نگفتمت که به نقش‌ جهان مشو راضی؟
که نقش‌بند سراپردهٔ رضات منم؟

نگفتمت که منم بحر و تو یکی ماهی؟
مرو به خشک که دریای با صَفات منم؟

نگفتمت که چو مرغان به‌ سوی دام مرو؟
بیا که قدرت پرواز و پرّ و پات منم؟

نگفتمت که تو را ره‌ زنند و سرد کنند؟
که آتش و تبش و گرمی هوات منم؟

نگفتمت که صفت‌های زشت در تو نهند؟
که گم کنی که سرِ چشمهء صِفات منم؟

نگفتمت که مگو کار بنده از چه جهت
نظام گیرد؟ خلّاق بی‌جهات منم

اگر چراغِ دلی، دان که راه خانه کجاست
وگر خداصفتی، دان که کدخدات منم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}