غزل شمارهٔ ۱۸۸۲

غزلیات

آن کس که تو را بیند وانگه نظرش بر تن
ز آیینه ندیده‌ست او الا سیهی آهن

از آب حیات تو دور است به ذات تو
کز کبر برآید او بالا مثل روغن

پای تو چو جان بوسد تا حشر لبان لیسد
از لذت آن بوسه ای روت مه روشن

گفتم به دلم چونی گفتا که در افزونی
زیرا که خیالش را هستم به خدا مسکن

در سینه خیال او وان گاه غم و غصه
در آب حیات او وانگه خطر مردن

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}