غزل شمارهٔ ۲۰۰۰

غزلیات

ای ز هجران تو مردن طرب و راحت من
مرگ بر من شده بی‌تو مثل شهد و لبن

می‌تپد ماهی بی‌آب بر آن ریگ خشن
تا جدا گردد آن جان نزارش ز بدن

آب تلخی شده بر جانوران آب حیات
شکر خشک بر ایشان بتر از گور و کفن

نیست بازی کشش جزو به اصل کل خویش
چند پیغامبر بگریست پی حب وطن

کودکی کاو نشناسد وطن و مولد خویش
دایه خواهد چه ستنبول مر او را چه یمن

شد چراگاه ستاره سوی مرعای فلک
حیوان خاک پرستد مثل سرو و سمن

من از این ناله اگر چه که دهان می‌بندم
نتوان در شکم آب فروبست دهن

نفس چغز ز آب است نه از باد هوا
بحریان را هله این باشد معهوده و فن

عارفانی که نهانند در آن قلزم نور
دمشان جمله ز نوری است ظلامات شکن

قلم و لوح چو این جا برسیدیم شکست
شکند کوه چو آگه شود از رب منن

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}