غزل شمارهٔ ۲۰۷۱

غزلیات

هر چه کنی تو کرده من دان
هر چه کند تن کرده بود جان

چشم منی تو گوش منی تو
این دو بگفتم باقی می‌دان

گر به جهان آن گنج نبودی
بهر چه بودی خانه ویران

گنج طلب کن ای پدر من
دست بجنبان دست بجنبان

بوی خوش او رهبر ما شد
تا گل و ریحان تا گل و ریحان

ذره به ذره مشتریندت
گوهر خود را هین مده ارزان

موش درآید گربه درآید
گر بگشایی تو سر انبان

عشق چو باشد کم نشود جان
دور مبادا سایه جانان

باقی این را هم تو بگویی
ای مه مه رو زهره تابان

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}