غزل شمارهٔ ۲۱۰۷

غزلیات

جان منی، جان منی، جان من
آن منی، آن منی، آن من

شاه منی، لایق سودای من
قند منی، لایق دندان من

نور منی، باش در این چشمِ من
چشم من و چشمهٔ حیوان من

گل چو تو را دید، به سوسن بگفت
«سرو من آمد به گلستان من»

از دو پراکنده، تو چونی؟ بگو
زلف تو و حال پریشان من

ای رسنِ زلفِ تو پابند من
چاه زنخدان تو زندان من

دست‌فشان، مست، کجا می‌روی؟
پیش من آ، ای گل خندان من!

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}