غزل شمارهٔ ۲۱۹۳

غزلیات

ای صید رخ تو شیر و آهو
پنهان ز کجا شود چنان رو

چندانک توانیش تو می‌پوش
می‌بند نقاب توی بر تو

در روزن سینه‌ها بتابید
خورشید ز مطلع ترازو

اندر عدم و وجود افکند
صد غلغله عشق که تعالوا

ای قند دو لعل تو خردسوز
وی تیر دو چشم تو جگرجو

سی بیت دگر بخواست گفتن
مستیش کشید گوش از آن سو

سی بیت فروختم به یک بیت
بیتی که گشاده شد در آن کو

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}