غزل شمارهٔ ۲۳۳۷

غزلیات

هلا ساقی بیا ساغر مرا ده
زرم بستان می چون زر مرا ده

به حق آن که در سر دارم از تو
چو خم را وا کنی سر سر مرا ده

به دیگر کس مده آنچم نمودی
مرا ده آن و آن دیگر مرا ده

سرش مگشا مگو نامش که آن چیست
اگر زهر است اگر شکر مرا ده

از آن می جعفر طیار خورده‌ست
شدم بی‌دست چون جعفر مرا ده

بپیما آن شرابی را که بویش
به از مشک است و از عنبر مرا ده

سقاهم ربهم رطلی شگرف است
نهان از مؤمن و کافر مرا ده

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}